ميرزا محمد حيدر دوغلات
371
تاريخ رشيدى ( فارسي )
ذكر اوايل حال او بر سبيل اجمال و شرح « 1 » فتح ولايت فرغانه به طريق مفصل « 2 » در زمان « 3 » ويرانى تاشكند ، برادر پدرم ، سيد محمد ميرزا كه در اين كتاب هرجا كه عمّم مطلق گفته شده است مقصود ، وى است ، در تاشكند به ملازمت سلطان محمود خان مىبود و وقتى كه خانان به سر اندجان رفتند اول كاسان را كه آسان بود گرفتند و به عمّم دادند و به اخسى رفتند كه شاهى بيگ خان آمد و جنگ شد كه مذكور شده است . چون [ خبر ] شكست به كاسان رسيد ، عمّم از كاسان بدر رفت و شكستى چندان به حال او راه نيافت . به مردمى كه به مغولستان گريخته آمده بودند ، ملحق شد . بعد ما كه سلطان محمود خان به مغولستان آمد كه شرح او مذكور است ، به خان پيوست . تا زمانى كه سلطان احمد خان وفات يافته ( 161 ر ) سلطان محمود خان همراه او بود و بعد از وفات سلطان احمد خان چنان كه سابقا مذكور شده است كه خان در مذمت آقسو و مغولستان به عمّم خطاب كرد كه سيّديم « 4 » ، از پادشاهى مغولستان دست مالشويى تاشكند بهتر است . عمّم جواب داده بود كه آرى ، اگر به دست مالشويى گذارند . از اين سخن ، خان رنجيده بود . اراذلى كه شيوه ايشان هميشه تقرير قبح احوال اهل اصالت بود ، راه سخنى يافته تير بر در سر نهادند 219 و خواستند كه بغايت خبث تخت هستى « 5 » او را فانى ساخته چنان كنند « 6 » كه هرگز ميان وى و خان التيام نپذيرد . اما خان گفت كه قرب قرابت وى از آن نزديكتر است كه به اين امر اقدام توان نمود . چون او سر ما ندارد سرخورد را گيرد و به طرفان پيش منصور خان رود . عمّم را متوجه طرفان ساختند و خان خود به مغولستان رفت و عمّم به طرف طرفان و به آقسو با باقى ماندههاى سلطان احمد خان كه در آقسو مانده بودند پيوست . وقتى كه سلطان محمود خان به آقسو پيش برادر مىآمد ، پسر خود سلطان محمد
--> ( 1 ) . نگ : حال عمّم سيد محمد ميرزا و شرح . ( 2 ) . نگ : - به . . . مفصل . ( 3 ) . نب : زمانى . ( 4 ) . نگ : - سيدّيم . ( 5 ) . نب : تختى عقى . ( 6 ) . نگ : اهل اصالت بود سخت كوشيدند كه خان را تا آنجا آزرده سازند كه رنجيدگى او به قتل عمّم بيانجامد و موفق شدند چنان كنند .